http://www.altohid.com/images/fateme%202.jpg
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
صفحه اصلی پرسش و پاسخ چرا شیعیان به عایشه بد وبیراه میگویند؟
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
چرا شیعیان به عایشه بد وبیراه میگویند؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل


جواب سایت التوحید:

مذهب شیعه به فرموده مولایش امیرالمومنین علیه السلام  که فرموده اند از سبابین(فحش دهندگان) نباشید قائل به سب و فحش نیست و هر کسی که اینگونه باشد را مذمت مینماید . اما  قائل است باید کارهای خلاف کسانی که ظالم بوده اند امثال معاویه را بازگو کرد تا حقیقت برای همگان روشن شود و اگر غیر از این باشد به تاریخ و به دین خیانت نموده ایم. لیکن نمیدانم چرا بعضی از اقایان وقتی این مطالب و روایات را از کتب خودشان نقل میکنیم میگویند داری بد گویی میکنی ؟اگر بد است در کتب شما چه میکند ؟و چرا نباید این حرفها را گفت؟؟؟؟؟

در اینجا فقط به برخی روایات کتب خود اهل سنت  که در مورد شخصیت عایشه میباشد و شیعه را به خاطر نقل انها متهم به بدگویی میکنند خدمت خوانندگان تقدیم مینماییم تا خود خوانندگان قضاوت نمایند که شیعه بدگویی نمیکند بلکه فقط نقل میکند.

 اكراه عائشه از بردن نام اميرالمؤمنين عليه السلام

 همان‌گونه كه در متن يكي از روايات بخاري آمده عائشه مي گويد: رسول خدا به هنگام بيماري دو دستش را بر شانه‌ عبّاس و شخص ديگري گذارده بود و از مرد ديگر نامي نمي‌برد

فخرج بين رجلين أحدهما العباس

صحيح بخاري، ج 1، ص 169

 عيني در شرح صحيح بخاري مي‌نويسد:

 ابن عبّاس گفته است عائشه به علّت خوش نداشتن نام علي از بردن نام او خودداري كرده است.

 ولكن عائشة لا تطيب نفسا له بخير

 چون عايشه از علي دل خوشي نداشت.

 عمدة القاري ، عيني(855 هـ ) ، ج 5 ، ص 192 .

خوشحالی و نشاط عایشه از شهادت اميرالمومنين عليه السلام:

 طبري و أبو الفرج و ابن سعد و ابن‌ اثير گفته‌اند: هنگامي كه خبر شهادت اميرالمومنين عليه السلام به عائشه رسيد اين بيت را سرود:

 فالقت عصاها و استقر بها النوى         كما قرّ عيناً بالاياب المسافر

 آن زن از شادى ، عصاى خود را انداخت و در جاى خود قرار گرفت بدانگونه كه مسافر، وقتى از سفر بر مى گردد خوشحال مى شود.

 سپس پرسيد: چه كسى على را كشت؟ گفتند: مردى از قبيله مراد.

 عايشه اين شعر زننده را خواند.

 فان يك نائياً فلقد نعاه                            غلام ليس فى فيه التراب

 يعنى: اگر او دور است، خبر مرگ او را جوانى داد كه خاك به دهان ندارد.

 و چون زينب دختر امّ‌سلمه از او سئوال كرد: آيا اين همه شادماني براي خبر كشته شدن علي است؟ گفت: هرگاه من اين خبر را فراموش كردم دوباره به من ياد آوري كنيد.

 تاريخ الطبري ( 310 هـ )، ج 4، ص 115، بتحقيق نخبة من العلماء الأجلاء، ط. مؤسسة الأعلمي ـ بيروت في ذكر سبب عن مقتل أمير المؤمنين من حوادث سنة 40 هـ  و الكامل لابن أثير ( 630 هـ) ، ج 3 ، ص 198 و معجم الشعراء للمرزباني  كما في أعيان الشيعة ، ج 3 ، ص 285 و مقاتل الطالبيين ، ابوالفرج اصفهاني ( 356 هـ ) ، ص 26.

 و يا در جاي ديگر دارد که:

 روى أبو الفرج في مقتل الإمام علي[عليه السلام] وقال: لمّا أن جاء عائشة قتل الامام علي سجدت أي: سجدت شكرا للّه مما بشروها به.

 هنگامي كه عائشه خبر شهادت [حضرت] علي [عليه السلام] را شنيد به سجده افتاد، يعني: از خوشحالي خبري كه به او دادند به سجده افتاد.

 مقاتل الطالبيين ، ابوالفرج اصفهاني ( 356 هـ ) ، ص 27 ، بتحقيق كاظم المظفر ط. المكتبة الحيدرية ـ النجف وط. القاهرة سنة ، 1368 هـ ص 43.

 حساسيّت عايشه نسبت به حضرت خديجه سلام الله عليها

 هرگاه عايشه مى‌ديد كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله از حضرت خديجه عليها السلام به خوبى ياد كرده و او را مى‌ستايد با جسارت مى‌گفت: چه قدر از اين پيرزن بى دندان ياد مى‌كنى؟! خداوند عزّ وجلّ بهتر از او را به تو داده است...

عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عَلَيْهَا فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قَالَتْ فَغِرْتُ يَوْمًا فَقُلْتُ مَا أَكْثَرَ مَا تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا خَيْرًا مِنْهَا 

 مسند ، احمد بن حنبل ( 241 هـ ) ، ج 6 ، ص 118.  

 

حساسيت عائشه نسبت به همسران دیگر پیامبر خد اصلی الله علیه واله و سلم

 عايشه هر شأن و فضيلتى را براى خود، پدر و دوستدارانش ـ از نزديكان و خويشان ـ مى خواست. هر گاه مى‌ديد كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله مورد محبّت يكى از همسرانش قرار مى‌گرفت و آن حضرت نزد او مى‌ماند، بر او مى‌شوريد; همان گونه كه با زينب دختر جحش اين گونه رفتار كرد. آن گاه با حفصه تبانى كردند كه هر گاه پيامبر صلى اللّه عليه وآله نزد هر كدام از آن ها وارد شود بگويد: من از شما بوى مغافير [نوعى صمغ بد‌بو] استشمام مى‌كنم تا ايشان از ماندن و عسل خوردن نزد زينب امتناع ورزد! و با يكديگر هم قسم شدند تا كسي را از اين تباني با خبر نسازند.

حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ يُوسُفَ عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ عَنْ عَطَاءٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ عُمَيْرٍ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - قَالَتْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - يَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَيْنَبَ ابْنَةِ جَحْشٍ وَيَمْكُثُ عِنْدَهَا فَوَاطَيْتُ أَنَا وَحَفْصَةُ عَنْ أَيَّتُنَا دَخَلَ عَلَيْهَا فَلْتَقُلْ لَهُ أَكَلْتَ مَغَافِيرَ إِنِّى أَجِدُ مِنْكَ رِيحَ مَغَافِيرَ. قَالَ «لاَ وَلَكِنِّى كُنْتُ أَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَيْنَبَ ابْنَةِ جَحْشٍ فَلَنْ أَعُودَ لَهُ وَقَدْ حَلَفْتُ لاَ تُخْبِرِى بِذَلِكِ أَحَدًا». 

 صحيح بخاري ، محمد بن اسماعيل ( 256 هـ ) ، ج 6 ، ص 69 . تفسير يا ايها النبي لم تحرم ما احل الله لك

ایا ما جز ناقل این وقایع بودیم؟سوال این است به چه سبب نباید این مطالب عنوان شود ؟مگر ما دنبال حق نیستیم ؟مگر نه این است که باید تعصب را کنار بگذاریم و با دیده عقل مذهب خود را قبول نماییم؟چرا اقایان از نقل ان مطالب وحشت دارند؟؟فتامل

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 


http://www.altohid.com/images/27.jpg
http://www.altohid.com/images/zakerin-72-copy.jpg
http://www.altohid.com/images/06.jpg
http://www.altohid.com/images/zakerin-191-copy.jpg