http://www.altohid.com/images/fateme%202.jpg
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
صفحه اصلی پرسش و پاسخ ایا روایاتی درباره تبرک به اثار پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان در منابع اهل سنت وجود دارد؟
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
ایا روایاتی درباره تبرک به اثار پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان در منابع اهل سنت وجود دارد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

با سلام خدمت خادمین سایت التوحید سوال بنده این است که:

ایا روایاتی درباره تبرک به اثار پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان در منابع اهل سنت وجود دارد؟

سوال کننده:جلال سرگزی

 

معنای لغوی تبرک:

تبرک در لغت به معناي طلب برکت است و برکت به معناي زيادت و رشد يا سعادت است.

لسان العرب، ج 10، ص 390؛ صحاح اللغه، ج 4، ص 1075 و النهايه، ج 1، ص 120.

 

معنای اصطلاحی:

تبرک به چيزي؛ يعني طلب برکت از طريق آن شي‏ء. و در اصطلاح به معناي طلب برکت از طريق چيزها يا حقيقت‏هايي است که خداوند متعال براي آن‏ها امتيازها و مقام‏هاي خاصي قرار داده است؛ همانند لمس کردن يا بوسيدن دست پيامبرصلي الله عليه وآله يا برخي از آثار آن حضرت بعد از وفاتش.

فتاواي علمای وهابیت  در حرمت تبرک

2 - ابن عثيمين مي‏گويد:

«تبرک جستن به پارچه کعبه و مسح آن از بدعت‏هاست؛ زيرا در اين باره از پيامبرصلي الله عليه وآله چيزي نرسيده است» .

مجموع الفتاوي لابن عثيمين، رقم 366.

 

 

شوراي دائمي مفتيان وهابيان مي‏گويند:

«توجّه پيدا کردن مردم به اين مساجد و مسح نمودن ديوارها و محراب‏ها و تبرک به آن‏ها بدعت و نوعي شرک و شبيه به عمل کفار در جاهليّت است».

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاء، ح 3019.

 

بن باز مي‏گويد:

«قرار دادن قرآن در ماشين به جهت تبرک، اصل و دليلي بر آن نبوده و غير مشروع است».

فتاوي اسلاميه، ج 4، ص 29.

 

ابن عثيمين نيز مي‏گويد:

 «برخي از زائرين دست به محراب و منبر و ديوار مسجد مي‏کشند، تمام اين‏ها بدعت است».

دليل الأخطاء، ص 107.

 

اما نمونه هایی از تبرک صحابه به آثار پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم

در این قسمت برخی از مواردی که آثار پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بعد از وفات ایشان مورد تبرک واقع شده را  خدمت عزیزان ارائه مینماییم.

این مطلب به قدری واضح است که حتی بخاري در «صحيح» خود بابي را به اين مضمون ذکر کرده است. «آنچه از زره، عصا، شمشير، ظرف، انگشتر و... مو، کفش و... از چيزهايي که صحابه و ديگران به آن‏ها بعد از وفات پيامبرصلي الله عليه وآله تبرک مي‏جستند».

صحيح بخاري، ج 4، ص 46، باب ما ذکر من درع النبي‏صلي الله عليه وآله و عصاه و سيفه....

1 - نقل است که معاويه هنگام وفات وصيت کرد که با پيراهن، شلوار، قبا و مقداري از موي پيامبرصلي الله عليه وآله دفن شود.

لما حضر معاوية الموت أوصي بأن يدفن في قميص رسول الله وإزاره وردائه وشيء من شعره

 

السيرة الحلبية، ج 3، ص 109؛ الاصابة، ج 3، ص 400؛ تاريخ دمشق، ج 59، ص 229.

2 - عمر بن عبدالعزيز هنگام وفاتش دستور داد: مو و ناخني از پيامبرصلي الله عليه وآله را آورده، در کفنش قرار دهند.

حينما حضرت عمر بن العزيز الوفاة، دعا بشعر من شعر النبي(صلي الله عليه وآله) وأظفار من اظفاره وقال: إذا مت فخذوا الشعر والأظفار ثم اجعلوه في کفني

طبقات ابن سعد، ترجمه عمر بن عبدالعزيز، ج 5، ص 406.

 

3 - ابن سعد مي‏گويد: در حنوط انس بن مالک، کيسه‏اي از مشک و مويي از موهاي رسول خداصلي الله عليه وآله را قرار دادند.

جعل في حنوط أنس بن مالک صرة مسک وشعر من شعر رسول الله(صلي الله عليه وآله)

همان، ج 7، ص 25، ترجمه انس.  

4 - ابن سيرين مي‏گويد: به عبيده گفتم:

 نزد ما مقداري از موي پيامبرصلي الله عليه وآله از طرف انس يا اهل او باقي مانده که براي من محبوب‏تر است از دنيا و آخرت.

عن ابن سيرين قال: قلت لعبيدة: عندنا من شعر النبي(صلي الله عليه وآله)، أصبناه من قبل أنس أو من قبل أهل أنس. قال: لأن تکون عندي شعرة منه أحبّ إليَّ من الدنيا وما فيها

صحيح بخاري، ج 1، ص 51، کتاب الوضوء، باب الماء الذي يغسل شعر الانسان.

5 - صفيه مي‏گويد:

 هر گاه عمر بر ما وارد مي‏شد دستور مي‏داد تا کاسه‏اي که از رسول خداصلي الله عليه وآله نزد ما بود به او دهيم، سپس آن را از آب زمزم پر مي‏نمود و از آن مي‏آشاميد و به قصد تبرک بر صورتش مي‏پاشيد .

قالوکان عمر إذا جاءنا، قال: أخرجوا لي قصعة رسول الله(صلي الله عليه وآله)، فنخرجها إليه فيملأها من ماء زمزم فيشرب منها وينضحه علي وجهه

الاصابة، ترجمه فراس، ج 3، ص 202؛ اسد الغابة، ج 4، ص 352.

6 - انس مي‏گويد:

 پيامبرصلي الله عليه وآله بر امّ سليم وارد شد و در آن جا مشکي از آب ديد که بر ديوار آويزان شده بود؛ آن‏گاه پيامبرصلي الله عليه وآله ايستاده از آن آب آشاميد. امّ سليم مشک را برداشته و دهانه آن را بريده و براي تبرک نزد خود نگاه داشت .

عن أنس: أنّ النبي(صلي الله عليه وآله) دخل علي اُمّ سليم بيتها وفي البيت قربة معلقة فيها ماء، فتناولها فشرب من فيها وهو قائم، فأخذتها اُمّ سليم فقطعت فمها فأمسکته عندها

مسند احمد، ج 7، ص 520، ح 26574؛ طبقات ابن سعد، ج 8، ص 313

 

7 - ابن سيرين نقل مي‏کند: نزد انس بن مالک، عصايي از رسول خداصلي الله عليه وآله بود که بعد از وفاتش آن را با او بين پهلو و پيراهنش دفن نمودند .

ـ عن محمد بن سيرين عن أنس بن مالک: أ نّه کانت عنده عصيّة لرسول الله(صلي الله عليه وآله)فمات فدفنت معه بين جنبه وقميصه

البداية و النهاية، ج 6، ص 6.

 

8 - ابراهيم بن عبدالرحمن بن عبدالقاري مي‏گويد: ابن عمر را ديدم که دستش را بر جايگاه پيامبرصلي الله عليه وآله در منبر کشيده و به صورت خود مي‏ماليد.

طبقات ابن سعد، ج 1، ص 254، ذکر منبر الرسول‏صلي الله عليه وآله.

 

9 - يزيد بن عبداللَّه بن قسيط مي‏گويد: «جماعتي از اصحاب پيامبرصلي الله عليه وآله را ديدم که وقتي مسجد از جمعيت خالي مي‏شد، دست بر دستگيره منبر رسول خداصلي الله عليه وآله گذارده، آن‏گاه دعا مي‏نمودند»] .

طبقات ابن سعد، ج 1، ص 254، ذکر منبر الرسول‏صلي الله عليه وآله

 

10 - داوود بن صالح مي‏گويد: «روزي مروان به روضه رسول خداصلي الله عليه وآله وارد شد، ديد شخصي صورتش را بر روي قبر پيامبرصلي الله عليه وآله گذارده است. به او گفت: آيا مي‏داني چه مي‏کني؟ هنگامي که آن شخص صورتش را برداشت مروان ديد که او ابوايّوب است. ابوايّوب در جوابش فرمود: من به جهت اين سنگ نيامده‏ام، بلکه به خاطر رسول خداصلي الله عليه وآله آمده‏ام.

المعجم الاوسط، ج 1، ص 94؛ الجامع الصغير، ص 728.

11 - ابن عساکر به سند خود از امام علي‏عليه السلام نقل مي‏کند: بعد از دفن رسول خداصلي الله عليه وآله فاطمه‏عليها السلام بر بالاي قبر پدرش ايستاد و مشتي از خاک قبر را برداشته و بر ديدگانش ماليد و فرمود:

 

ماذا علي من شمّ تربة أحمد

أن لا يشمّ مدي الزمان غواليا

 

صُبّت عليّ مصائب لو أنّها

صُبّت علي الأيّام عدن ليالياً .

وفاء الوفا، ج 4، ص 1405.  

12 - سمهودي نقل مي‏کند: عبداللَّه بن‏عمر دست راستش را بر قبر شريف پيامبرصلي الله عليه وآله مي‏ماليد و بلال نيز صورتش را. آن‏گاه از عبداللَّه بن احمد بن حنبل نقل مي‏کند که اين عمل به جهت شدت محبت بوده، و بدين جهت تعظيم و احترام اشکالي ندارد.

وفاء الوفا، ج 4، ص 1405.

13 - ابوالدرداء مي‏گويد: «شبي بلال مؤذن پيامبرصلي الله عليه وآله در عالم رؤيا پيامبرصلي الله عليه وآله را زيارت نمود. حضرت‏صلي الله عليه وآله به او فرمود: اين چه جفايي است که در حق ما نمودي! آيا وقت آن نشده که به زيارت ما بيايي؟ بلال محزون و خائف از خواب بيدار شد؛ فوراً سوار بر مرکب خود شد و به سوي مدينه حرکت نمود و مستقيماً به کنار قبر پيامبرصلي الله عليه وآله آمد و شروع به گريه کرد؛ در حالي که صورتش را به قبر مبارک مي‏ماليد. حسن و حسين‏عليهما السلام بر او وارد شدند، بلال آنان را در بغل گرفت و بوسيد» .

تاريخ دمشق، ج 7، ص 137؛ تهذيب الکمال، ج 4، ص 289؛ اسد الغابه، ج 1، ص 244.

14 - نافع نقل مي‏کند: ابن عمر را ديدم که نماز مي‏گزارد در مکان‏هايي که رسول‏خداصلي الله عليه وآله نماز خوانده بود...».

صحيح بخاري، ج 1، ص 130.

ابن حجر در شرح اين حديث مي‏گويد: «از اين عمل ابن عمر استفاده مي‏شود که دنبال نمودن آثار پيامبرصلي الله عليه وآله و تبرک به آن‏ها مستحب است».

فتح الباري، ج 1، ص 469.

 

15 - ابن عبدالبرّ مي‏گويد: «ابن عمر از آثار رسول خداصلي الله عليه وآله بسيار متابعت مي‏نمود و در مواقف عرفه و ديگر مواضع به دنبال مکاني مي‏رفت که رسول خداصلي الله عليه وآله در آنجا وقوف نموده بود».

الاستيعاب، ج 2، ص 342.

16 - قاضي عيني در شرح حديث عثمان بن عبداللَّه بن وهب درباره موي پيامبرصلي الله عليه وآله مي‏گويد: «نزد ام سلمه تعدادي از موي قرمز پيامبرصلي الله عليه وآله بود که در ظرفي نگه‏داري مي‏کرد و هميشه مردم هنگامي که مريض مي‏شدند به آن تبرک مي‏جستند و از برکت آن استشفا مي‏بردند، و موي حضرت را برداشته و در ظرفي از آب گذاشته و آن را مي‏آشاميدند و بدين صورت شفا پيدا مي‏کردند...».

عمدة القاري في شرح صحيح البخاري، ج18، ص 79.

17 - يحيي بن حارث ذماري مي‏گويد: واثلة بن اسقع را ملاقات کردم و به او گفتم: تو با اين دستت با رسول خداصلي الله عليه وآله بيعت کرده‏اي؟ گفت: آري. گفتم: دستت را بده تا ببوسم. او دستش را به من داد و من آن را بوسيدم.» .

مجمع الزوائد، ج 8، ص 42.

18 - بخاري در کتاب «الادب المفرد» از عبدالرحمن بن رزين نقل کرده که گفت: گذرمان بر ربذه افتاد. به ما گفته شد که سلمة بن اکوع‏رحمه الله در آنجا است. ما به نزد او آمده و بر او سلام کرديم. او دستانش را بيرون آورد و گفت: با اين دو دست با رسول خداصلي الله عليه وآله بيعت نمودم. مشاهده کرديم که کف دستانش همانند کف پاي شتر کلفت بود، ما برخاسته و آن را بوسيديم».

الادب المفرد ص 144، طبقات ابن سعيد، ج 4، ص 39.

19 - ابي برده مي‏گويد: و ارد مدينه شدم و عبداللَّه بن سلام را ملاقات نمودم، او به من گفت: به منزل من بيا تا از ظرفي که رسول خداصلي الله عليه وآله در آن آب آشاميده به تو آب دهم و نيز در مکاني که رسول خدا در آن مکان نماز خوانده نماز بجا آوري.

صحيح بخاري، کتاب الاعتصام، بالکتاب والسنة.

20 - ابي مجلز مي‏گويد: ابو موسي بين مکه و مدينه بود. نماز عشا را دو رکعتي به جاي آورد سپس برخاست و يک رکعت نماز وتر به جاي آورد و در آن صد آيه از سوره نساء خواند سپس گفت: من کوتاهي نمي‏کنم که قدمم را جايي بگذارم که رسول خداصلي الله عليه وآله گذارده است و نيز همان چيزي را که رسول خداصلي الله عليه وآله قرائت کرده قرائت کنم.».

سنن نسايي، ج3، ص 243.

21 - بخاري نقل مي‏کند: «چون هنگام وفات عمر بن خطاب رسيد به فرزندش عبداللَّه گفت: به نزد عايشه برو و سلام مرا به او برسان و نگو اميرالمؤمنين زيرا من امروز اميرالمؤمنين نيستم، بلکه بگو: عمر بن خطاب از تو مي‏خواهد تا اجازه دهي من در کنار دو صاحبم دفن شوم. عبداللَّه اذن گرفت و سلام کرد و بر عايشه وارد شد درحالي که او مي‏گريست، و گفت: عمر سلام مي‏رساند و از شما اجازه مي‏خواهد تا در کنار دو صحابش دفن شود....».

صحيح بخاري، کتاب الجنائز، باب ما جاء في قبر النبيّ‏صلي الله عليه وآله و کتاب فضائل الصحابة، باب قصة البيعة.

22 - عبداللَّه بن احمد بن حنبل مي‏گويد:

 پدرم را ديدم که تارمويي از موهاي پيامبرصلي الله عليه وآله را گرفته و بر لب‏هاي خود مي‏گذارد و مي‏بوسد، و گمان مي‏کنم که آن را بر چشم خود مي‏گذاشت و نيز در آبي مي‏شست و آن را مي‏آشاميد و به واسطه آن استشفا مي‏جست. و نيز ديدم که کاسه پيامبرصلي الله عليه وآله را گرفته و در آب فرو برده و از آن مي‏آشاميد....

و نيز ثابت شده که عبداللَّه بن احمد از پدرش سؤال کرد درباره کسي که برآمدگي منبر پيامبرصلي الله عليه وآله و نيز حجره حضرت‏صلي الله عليه وآله را مسّ مي‏کند. او در جواب گفت: من به اين عمل اشکالي نمي‏بينم..

سير اعلام النبلاء، ج 11، ص 212.

 

آراء علماء اهل سنت در تبرک

1-نووي در شرح صحيح مسلم در مورد حديث عتبان بن مالک که از پيامبرصلي الله عليه وآله درخواست کرد تا در مکان او نماز گذارد تا آنجا را مصلاي خود قرار دهد مي‏گويد:

«وفي حديث عتبان فوائد کثيرة منها: التبرک بالصالحين وآثارهم والصلاة في المواضع التي صلوا بها و طلب التبرک منهم.»؛

 «و در حديث عتبان فوائد بسياري است از جمله آن‏ها تبرک به صالحين و آثار آنان و نماز بجاي آوردن در مواضعي که آنان در آنجا نماز به جاي آوردند و نيز طلب تبرک از آنان».

المنهاج في شرح صحيح مسلم، ج5، ص 161.

2 - محب الدين طبرى شافعى گويد:

«يجوز تقبيل القبر ومسِّه، وعليه عمل العلماء والصالحين»

 بوسيدن قبر و دست گذاشتن روى آن جايز است و سيره و عمل علما و صالحان بر آن است

 اسنى المطالب ، ج1 ، ص331.

 

3 - رملى شافعى مى‏گويد:

«إن کان قبر نبي أو ولي أو عالم واستلمه، أو قبّله بقصد التبرّک فلابأس به»

تبرّك به قبر پيامبر ( ص ) و يا عالم و يا اوليا جايز است و بوسيدن و استلام آن ايرادى ندارد

 كنز المطالب ، ص219.

 

 4 - از نظر تاريخى ثابت شده است كه مردم از خاك پاك قبر پيامبر( ص ) و حضرت حمزه بلكه از كلّ مدينه به عنوان تبرك بر مى داشتند و رواياتى هم وارد شده كه تربت مدينه شفاى هر دردى است و امان از جذام و صداع.

 ‏ از جمله زركشى مى‏گويد :

تربت قبر حمزه از منع برداشتن خاك حرمين ، استثنا شده است؛ زيرا اتفاق همگان بر جواز نقل آن براى معالجه صداع است .

 وفاء الوفا ، ج1 ، ص69.

 ‏ ابو سلمه از پيامبر ( ص ) نقل مى‏كند :

غُبارُ الْمَدِينَةِ يُطْفِي الْجذام .

ابن اثير جزرى از پيامبر ( ص ) نقل كرده:

 وَالَّذي نَفْسِي بِيَدِهِ إنَّ في غُبارِها شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داءٍ .

 سوگند به كسى كه جان من در دست اوست ، غبارِ خاك مدينه شفاى از هر دردى است .

  سمهودى مى‏نويسد:

روش صحابه و ديگران اين بود كه از خاك قبر پيامبر ( ص ) برمى‏داشتند

 وفاء الوفا ، ج1 ، ص544

 

5- عبداللّه ، فرزند احمد بن حنبل مى‏گويد:

وعن ابن العُلا: ان الامام أحمد سُئل عن تقبيل قبر النبي(صلي الله عليه وآله)وتقبيل منبره، فقال: لابأس بذلک

از پدرم پرسيدم: مسّ منبر رسول‏اللّه و تبرّك با مس آن ، و بوسيدن و يا مس و متبرّك شدن به قبر شريف و يا بوسيدن آن به قصد ثواب ، چه حكمى دارد؟ پدرم گفت: هيچ اشكالى ندارد .

 الجامع فى العلل و معرفة الرجال ، ج2 ، ص32 ؛ وفاءالوفا ، ج4 ، ص1414


6-فتوي الزرقاني المالکي:

 «تقبيل القبر الشريف مکروه إلاّ لقصد التبرّک فلا کراهة»

مس قبر شریف پیامبر صلی الله عله و اله و سلم  مکروه است مگر به قصد تیرک  که دیگر کراهتی ندارد.

شرح المواهب 8: 315.

 

رأي ابن تيميه و احمد بن حنبل در تبرک             

ابن تيميه در کتاب «اقتضاء الصراط المستقيم» نقل مي‏کند:

«احمد بن حنبل و غير او اجازه داده‏اند تا انسان منبر و جا دستي پيامبرصلي الله عليه وآله را بر روي منبر براي تبرک مسح نمايد! ولي مسح قبر آن حضرت را رخصت نداده‏اند! ولي برخي ديگر از اصحاب ما روايتي از احمد نقل کرده که مسح قبر پيامبرصلي الله عليه وآله را نيز جايز شمرده است».

اقتضاء الصراط المستقيم، ص 367.


بخش پاسخ به شبهات

  سایت التوحید

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 


http://www.altohid.com/images/27.jpg
http://www.altohid.com/images/zakerin-72-copy.jpg
http://www.altohid.com/images/06.jpg
http://www.altohid.com/images/zakerin-191-copy.jpg