![]() |
![]() |
![]() |
|
|
||
![]() |
![]() |
![]() |
|
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| ایا روایاتی درباره تبرک به اثار پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان در منابع اهل سنت وجود دارد؟ |
|
|
|
|
با سلام خدمت خادمین سایت التوحید سوال بنده این است که: ایا روایاتی درباره تبرک به اثار پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان در منابع اهل سنت وجود دارد؟ سوال کننده:جلال سرگزی
معنای لغوی تبرک: تبرک در لغت به معناي طلب برکت است و برکت به معناي زيادت و رشد يا سعادت است. لسان العرب، ج 10، ص 390؛ صحاح اللغه، ج 4، ص 1075 و النهايه، ج 1، ص 120.
معنای اصطلاحی: تبرک به چيزي؛ يعني طلب برکت از طريق آن شيء. و در اصطلاح به معناي طلب برکت از طريق چيزها يا حقيقتهايي است که خداوند متعال براي آنها امتيازها و مقامهاي خاصي قرار داده است؛ همانند لمس کردن يا بوسيدن دست پيامبرصلي الله عليه وآله يا برخي از آثار آن حضرت بعد از وفاتش. فتاواي علمای وهابیت در حرمت تبرک 2 - ابن عثيمين ميگويد: «تبرک جستن به پارچه کعبه و مسح آن از بدعتهاست؛ زيرا در اين باره از پيامبرصلي الله عليه وآله چيزي نرسيده است» . مجموع الفتاوي لابن عثيمين، رقم 366.
شوراي دائمي مفتيان وهابيان ميگويند: «توجّه پيدا کردن مردم به اين مساجد و مسح نمودن ديوارها و محرابها و تبرک به آنها بدعت و نوعي شرک و شبيه به عمل کفار در جاهليّت است». اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاء، ح 3019.
بن باز ميگويد: «قرار دادن قرآن در ماشين به جهت تبرک، اصل و دليلي بر آن نبوده و غير مشروع است». فتاوي اسلاميه، ج 4، ص 29.
ابن عثيمين نيز ميگويد: «برخي از زائرين دست به محراب و منبر و ديوار مسجد ميکشند، تمام اينها بدعت است». دليل الأخطاء، ص 107.
اما نمونه هایی از تبرک صحابه به آثار پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در این قسمت برخی از مواردی که آثار پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بعد از وفات ایشان مورد تبرک واقع شده را خدمت عزیزان ارائه مینماییم. این مطلب به قدری واضح است که حتی بخاري در «صحيح» خود بابي را به اين مضمون ذکر کرده است. «آنچه از زره، عصا، شمشير، ظرف، انگشتر و... مو، کفش و... از چيزهايي که صحابه و ديگران به آنها بعد از وفات پيامبرصلي الله عليه وآله تبرک ميجستند». صحيح بخاري، ج 4، ص 46، باب ما ذکر من درع النبيصلي الله عليه وآله و عصاه و سيفه.... 1 - نقل است که معاويه هنگام وفات وصيت کرد که با پيراهن، شلوار، قبا و مقداري از موي پيامبرصلي الله عليه وآله دفن شود. لما حضر معاوية الموت أوصي بأن يدفن في قميص رسول الله وإزاره وردائه وشيء من شعره
السيرة الحلبية، ج 3، ص 109؛ الاصابة، ج 3، ص 400؛ تاريخ دمشق، ج 59، ص 229. 2 - عمر بن عبدالعزيز هنگام وفاتش دستور داد: مو و ناخني از پيامبرصلي الله عليه وآله را آورده، در کفنش قرار دهند. حينما حضرت عمر بن العزيز الوفاة، دعا بشعر من شعر النبي(صلي الله عليه وآله) وأظفار من اظفاره وقال: إذا مت فخذوا الشعر والأظفار ثم اجعلوه في کفني طبقات ابن سعد، ترجمه عمر بن عبدالعزيز، ج 5، ص 406.
3 - ابن سعد ميگويد: در حنوط انس بن مالک، کيسهاي از مشک و مويي از موهاي رسول خداصلي الله عليه وآله را قرار دادند. جعل في حنوط أنس بن مالک صرة مسک وشعر من شعر رسول الله(صلي الله عليه وآله) همان، ج 7، ص 25، ترجمه انس. 4 - ابن سيرين ميگويد: به عبيده گفتم: نزد ما مقداري از موي پيامبرصلي الله عليه وآله از طرف انس يا اهل او باقي مانده که براي من محبوبتر است از دنيا و آخرت. عن ابن سيرين قال: قلت لعبيدة: عندنا من شعر النبي(صلي الله عليه وآله)، أصبناه من قبل أنس أو من قبل أهل أنس. قال: لأن تکون عندي شعرة منه أحبّ إليَّ من الدنيا وما فيها صحيح بخاري، ج 1، ص 51، کتاب الوضوء، باب الماء الذي يغسل شعر الانسان. 5 - صفيه ميگويد: هر گاه عمر بر ما وارد ميشد دستور ميداد تا کاسهاي که از رسول خداصلي الله عليه وآله نزد ما بود به او دهيم، سپس آن را از آب زمزم پر مينمود و از آن ميآشاميد و به قصد تبرک بر صورتش ميپاشيد . قالوکان عمر إذا جاءنا، قال: أخرجوا لي قصعة رسول الله(صلي الله عليه وآله)، فنخرجها إليه فيملأها من ماء زمزم فيشرب منها وينضحه علي وجهه الاصابة، ترجمه فراس، ج 3، ص 202؛ اسد الغابة، ج 4، ص 352. 6 - انس ميگويد: پيامبرصلي الله عليه وآله بر امّ سليم وارد شد و در آن جا مشکي از آب ديد که بر ديوار آويزان شده بود؛ آنگاه پيامبرصلي الله عليه وآله ايستاده از آن آب آشاميد. امّ سليم مشک را برداشته و دهانه آن را بريده و براي تبرک نزد خود نگاه داشت . عن أنس: أنّ النبي(صلي الله عليه وآله) دخل علي اُمّ سليم بيتها وفي البيت قربة معلقة فيها ماء، فتناولها فشرب من فيها وهو قائم، فأخذتها اُمّ سليم فقطعت فمها فأمسکته عندها مسند احمد، ج 7، ص 520، ح 26574؛ طبقات ابن سعد، ج 8، ص 313
7 - ابن سيرين نقل ميکند: نزد انس بن مالک، عصايي از رسول خداصلي الله عليه وآله بود که بعد از وفاتش آن را با او بين پهلو و پيراهنش دفن نمودند . ـ عن محمد بن سيرين عن أنس بن مالک: أ نّه کانت عنده عصيّة لرسول الله(صلي الله عليه وآله)فمات فدفنت معه بين جنبه وقميصه البداية و النهاية، ج 6، ص 6.
8 - ابراهيم بن عبدالرحمن بن عبدالقاري ميگويد: ابن عمر را ديدم که دستش را بر جايگاه پيامبرصلي الله عليه وآله در منبر کشيده و به صورت خود ميماليد. طبقات ابن سعد، ج 1، ص 254، ذکر منبر الرسولصلي الله عليه وآله.
9 - يزيد بن عبداللَّه بن قسيط ميگويد: «جماعتي از اصحاب پيامبرصلي الله عليه وآله را ديدم که وقتي مسجد از جمعيت خالي ميشد، دست بر دستگيره منبر رسول خداصلي الله عليه وآله گذارده، آنگاه دعا مينمودند»] . طبقات ابن سعد، ج 1، ص 254، ذکر منبر الرسولصلي الله عليه وآله
10 - داوود بن صالح ميگويد: «روزي مروان به روضه رسول خداصلي الله عليه وآله وارد شد، ديد شخصي صورتش را بر روي قبر پيامبرصلي الله عليه وآله گذارده است. به او گفت: آيا ميداني چه ميکني؟ هنگامي که آن شخص صورتش را برداشت مروان ديد که او ابوايّوب است. ابوايّوب در جوابش فرمود: من به جهت اين سنگ نيامدهام، بلکه به خاطر رسول خداصلي الله عليه وآله آمدهام. المعجم الاوسط، ج 1، ص 94؛ الجامع الصغير، ص 728. 11 - ابن عساکر به سند خود از امام عليعليه السلام نقل ميکند: بعد از دفن رسول خداصلي الله عليه وآله فاطمهعليها السلام بر بالاي قبر پدرش ايستاد و مشتي از خاک قبر را برداشته و بر ديدگانش ماليد و فرمود:
ماذا علي من شمّ تربة أحمد أن لا يشمّ مدي الزمان غواليا
صُبّت عليّ مصائب لو أنّها صُبّت علي الأيّام عدن ليالياً . وفاء الوفا، ج 4، ص 1405. 12 - سمهودي نقل ميکند: عبداللَّه بنعمر دست راستش را بر قبر شريف پيامبرصلي الله عليه وآله ميماليد و بلال نيز صورتش را. آنگاه از عبداللَّه بن احمد بن حنبل نقل ميکند که اين عمل به جهت شدت محبت بوده، و بدين جهت تعظيم و احترام اشکالي ندارد. وفاء الوفا، ج 4، ص 1405. 13 - ابوالدرداء ميگويد: «شبي بلال مؤذن پيامبرصلي الله عليه وآله در عالم رؤيا پيامبرصلي الله عليه وآله را زيارت نمود. حضرتصلي الله عليه وآله به او فرمود: اين چه جفايي است که در حق ما نمودي! آيا وقت آن نشده که به زيارت ما بيايي؟ بلال محزون و خائف از خواب بيدار شد؛ فوراً سوار بر مرکب خود شد و به سوي مدينه حرکت نمود و مستقيماً به کنار قبر پيامبرصلي الله عليه وآله آمد و شروع به گريه کرد؛ در حالي که صورتش را به قبر مبارک ميماليد. حسن و حسينعليهما السلام بر او وارد شدند، بلال آنان را در بغل گرفت و بوسيد» . تاريخ دمشق، ج 7، ص 137؛ تهذيب الکمال، ج 4، ص 289؛ اسد الغابه، ج 1، ص 244. 14 - نافع نقل ميکند: ابن عمر را ديدم که نماز ميگزارد در مکانهايي که رسولخداصلي الله عليه وآله نماز خوانده بود...». صحيح بخاري، ج 1، ص 130. ابن حجر در شرح اين حديث ميگويد: «از اين عمل ابن عمر استفاده ميشود که دنبال نمودن آثار پيامبرصلي الله عليه وآله و تبرک به آنها مستحب است». فتح الباري، ج 1، ص 469.
15 - ابن عبدالبرّ ميگويد: «ابن عمر از آثار رسول خداصلي الله عليه وآله بسيار متابعت مينمود و در مواقف عرفه و ديگر مواضع به دنبال مکاني ميرفت که رسول خداصلي الله عليه وآله در آنجا وقوف نموده بود». الاستيعاب، ج 2، ص 342. 16 - قاضي عيني در شرح حديث عثمان بن عبداللَّه بن وهب درباره موي پيامبرصلي الله عليه وآله ميگويد: «نزد ام سلمه تعدادي از موي قرمز پيامبرصلي الله عليه وآله بود که در ظرفي نگهداري ميکرد و هميشه مردم هنگامي که مريض ميشدند به آن تبرک ميجستند و از برکت آن استشفا ميبردند، و موي حضرت را برداشته و در ظرفي از آب گذاشته و آن را ميآشاميدند و بدين صورت شفا پيدا ميکردند...». عمدة القاري في شرح صحيح البخاري، ج18، ص 79. 17 - يحيي بن حارث ذماري ميگويد: واثلة بن اسقع را ملاقات کردم و به او گفتم: تو با اين دستت با رسول خداصلي الله عليه وآله بيعت کردهاي؟ گفت: آري. گفتم: دستت را بده تا ببوسم. او دستش را به من داد و من آن را بوسيدم.» . مجمع الزوائد، ج 8، ص 42. 18 - بخاري در کتاب «الادب المفرد» از عبدالرحمن بن رزين نقل کرده که گفت: گذرمان بر ربذه افتاد. به ما گفته شد که سلمة بن اکوعرحمه الله در آنجا است. ما به نزد او آمده و بر او سلام کرديم. او دستانش را بيرون آورد و گفت: با اين دو دست با رسول خداصلي الله عليه وآله بيعت نمودم. مشاهده کرديم که کف دستانش همانند کف پاي شتر کلفت بود، ما برخاسته و آن را بوسيديم». الادب المفرد ص 144، طبقات ابن سعيد، ج 4، ص 39. 19 - ابي برده ميگويد: و ارد مدينه شدم و عبداللَّه بن سلام را ملاقات نمودم، او به من گفت: به منزل من بيا تا از ظرفي که رسول خداصلي الله عليه وآله در آن آب آشاميده به تو آب دهم و نيز در مکاني که رسول خدا در آن مکان نماز خوانده نماز بجا آوري. صحيح بخاري، کتاب الاعتصام، بالکتاب والسنة. 20 - ابي مجلز ميگويد: ابو موسي بين مکه و مدينه بود. نماز عشا را دو رکعتي به جاي آورد سپس برخاست و يک رکعت نماز وتر به جاي آورد و در آن صد آيه از سوره نساء خواند سپس گفت: من کوتاهي نميکنم که قدمم را جايي بگذارم که رسول خداصلي الله عليه وآله گذارده است و نيز همان چيزي را که رسول خداصلي الله عليه وآله قرائت کرده قرائت کنم.». سنن نسايي، ج3، ص 243. 21 - بخاري نقل ميکند: «چون هنگام وفات عمر بن خطاب رسيد به فرزندش عبداللَّه گفت: به نزد عايشه برو و سلام مرا به او برسان و نگو اميرالمؤمنين زيرا من امروز اميرالمؤمنين نيستم، بلکه بگو: عمر بن خطاب از تو ميخواهد تا اجازه دهي من در کنار دو صاحبم دفن شوم. عبداللَّه اذن گرفت و سلام کرد و بر عايشه وارد شد درحالي که او ميگريست، و گفت: عمر سلام ميرساند و از شما اجازه ميخواهد تا در کنار دو صحابش دفن شود....». صحيح بخاري، کتاب الجنائز، باب ما جاء في قبر النبيّصلي الله عليه وآله و کتاب فضائل الصحابة، باب قصة البيعة. 22 - عبداللَّه بن احمد بن حنبل ميگويد: پدرم را ديدم که تارمويي از موهاي پيامبرصلي الله عليه وآله را گرفته و بر لبهاي خود ميگذارد و ميبوسد، و گمان ميکنم که آن را بر چشم خود ميگذاشت و نيز در آبي ميشست و آن را ميآشاميد و به واسطه آن استشفا ميجست. و نيز ديدم که کاسه پيامبرصلي الله عليه وآله را گرفته و در آب فرو برده و از آن ميآشاميد.... و نيز ثابت شده که عبداللَّه بن احمد از پدرش سؤال کرد درباره کسي که برآمدگي منبر پيامبرصلي الله عليه وآله و نيز حجره حضرتصلي الله عليه وآله را مسّ ميکند. او در جواب گفت: من به اين عمل اشکالي نميبينم.. سير اعلام النبلاء، ج 11، ص 212.
آراء علماء اهل سنت در تبرک 1-نووي در شرح صحيح مسلم در مورد حديث عتبان بن مالک که از پيامبرصلي الله عليه وآله درخواست کرد تا در مکان او نماز گذارد تا آنجا را مصلاي خود قرار دهد ميگويد: «وفي حديث عتبان فوائد کثيرة منها: التبرک بالصالحين وآثارهم والصلاة في المواضع التي صلوا بها و طلب التبرک منهم.»؛ «و در حديث عتبان فوائد بسياري است از جمله آنها تبرک به صالحين و آثار آنان و نماز بجاي آوردن در مواضعي که آنان در آنجا نماز به جاي آوردند و نيز طلب تبرک از آنان». المنهاج في شرح صحيح مسلم، ج5، ص 161. 2 - محب الدين طبرى شافعى گويد: «يجوز تقبيل القبر ومسِّه، وعليه عمل العلماء والصالحين» بوسيدن قبر و دست گذاشتن روى آن جايز است و سيره و عمل علما و صالحان بر آن است اسنى المطالب ، ج1 ، ص331.
3 - رملى شافعى مىگويد: «إن کان قبر نبي أو ولي أو عالم واستلمه، أو قبّله بقصد التبرّک فلابأس به» تبرّك به قبر پيامبر ( ص ) و يا عالم و يا اوليا جايز است و بوسيدن و استلام آن ايرادى ندارد كنز المطالب ، ص219.
4 - از نظر تاريخى ثابت شده است كه مردم از خاك پاك قبر پيامبر( ص ) و حضرت حمزه بلكه از كلّ مدينه به عنوان تبرك بر مى داشتند و رواياتى هم وارد شده كه تربت مدينه شفاى هر دردى است و امان از جذام و صداع. از جمله زركشى مىگويد : تربت قبر حمزه از منع برداشتن خاك حرمين ، استثنا شده است؛ زيرا اتفاق همگان بر جواز نقل آن براى معالجه صداع است . وفاء الوفا ، ج1 ، ص69. ابو سلمه از پيامبر ( ص ) نقل مىكند : غُبارُ الْمَدِينَةِ يُطْفِي الْجذام . ابن اثير جزرى از پيامبر ( ص ) نقل كرده: وَالَّذي نَفْسِي بِيَدِهِ إنَّ في غُبارِها شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داءٍ . سوگند به كسى كه جان من در دست اوست ، غبارِ خاك مدينه شفاى از هر دردى است . سمهودى مىنويسد: روش صحابه و ديگران اين بود كه از خاك قبر پيامبر ( ص ) برمىداشتند وفاء الوفا ، ج1 ، ص544
5- عبداللّه ، فرزند احمد بن حنبل مىگويد: وعن ابن العُلا: ان الامام أحمد سُئل عن تقبيل قبر النبي(صلي الله عليه وآله)وتقبيل منبره، فقال: لابأس بذلک از پدرم پرسيدم: مسّ منبر رسولاللّه و تبرّك با مس آن ، و بوسيدن و يا مس و متبرّك شدن به قبر شريف و يا بوسيدن آن به قصد ثواب ، چه حكمى دارد؟ پدرم گفت: هيچ اشكالى ندارد . الجامع فى العلل و معرفة الرجال ، ج2 ، ص32 ؛ وفاءالوفا ، ج4 ، ص1414 6-فتوي الزرقاني المالکي: «تقبيل القبر الشريف مکروه إلاّ لقصد التبرّک فلا کراهة» مس قبر شریف پیامبر صلی الله عله و اله و سلم مکروه است مگر به قصد تیرک که دیگر کراهتی ندارد. شرح المواهب 8: 315.
رأي ابن تيميه و احمد بن حنبل در تبرک ابن تيميه در کتاب «اقتضاء الصراط المستقيم» نقل ميکند: «احمد بن حنبل و غير او اجازه دادهاند تا انسان منبر و جا دستي پيامبرصلي الله عليه وآله را بر روي منبر براي تبرک مسح نمايد! ولي مسح قبر آن حضرت را رخصت ندادهاند! ولي برخي ديگر از اصحاب ما روايتي از احمد نقل کرده که مسح قبر پيامبرصلي الله عليه وآله را نيز جايز شمرده است». اقتضاء الصراط المستقيم، ص 367. بخش پاسخ به شبهات سایت التوحید
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |