![]() |
![]() |
![]() |
|
|
||
![]() |
![]() |
![]() |
|
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| نقد ادعای 34 و 35 و 36 کتاب روزهای پیشاور |
|
|
|
|
سلسه نقدهای کتاب روز های پیشاور ادامه ادعای 34 کتاب روزهای پیشاور
ج- در «مجمع الزواید» آمده است که این حدیث درست نیست؟ الزموا مودتنا أهل البيت فإنه من لقي الله عز وجل وهو يودنا دخل الجنة بشفاعتنا والذي نفسي بيده لا ينفع عبدا عمله إلا بمعرفة حقنا» یعنی: پایبند باشید به حب اهل البیت که هر کس الله را ملاقات کند و محب ما باشد، به سفارش ما داخل بهشت می شود و قسم به الله که هیچ عملی بدون معرفت به حق ما ، سودی ندارد
جواب سایت التوحید: ابن حجردر صواعق در مورد این حدیث میگوید: ويوافقه قول كعب الأحبار وعمر بن عبد العزيز ليس أحد من أهل بيت النبي إلا له شفاعة ترجمه: موافقت و تقویت میکند این روایت را قولی که کعب الاحبار و عمربن عبدالعزیز نقل کرده اند که نیست احدی از اهل البیت نبی مگر اینکه برای او حق شفاعت است. الصواعق المحرقه ج2 ص 493 پس طبق قواعد روایی اهل سنت نتیجه میگیریم این روایت صحیح است زیرا يقوي بعضها بعضا بعضی بعض دیگر را تقویت میکند. ثانیا :باید عرض کنم همان طور که جناب سلطان الواعظین در شبهای پیشاور عنوان فرمودند اینها چند روایت از صدها روایت در منابع اهل سنت در فضائل اهل البیت علیهم السلام است و روایاتی که محبت ایشان را ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد میداند در کتب سنیها به وفور مشاهده میشود مانند این روایت: حاكم أبو عبد اللّه النيشابوري في «المستدرك» میگوید: .....عبد اللّه بن عبّاس رضي اللّه عنهما في حديث قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم: لو أنّ رجلا صفن بين الرّكن و المقام فصلّى و صام ثمّ لقى اللّه و هو مبغض لأهل بيت محمّد دخل النّار، هذا حديث حسن صحيح. (ج 3 ص 148- ط حيدرآباد الدكن) اگر مردى ميان ركن و مقام روزگاری به نماز و روزه بسر آرد ولى در حالى به ديدار خدا رود كه دشمن خاندان محمد باشد به دوزخ در خواهد آمد. حاکم بعد از نقل این حدیث میگوید هذا حديث حسن صحيح على شرط مسلم و لم يخرجاه. اين روايت طبق شرائط مسلم ( براي صحت حديث) صحيح است ولي ايشان ( بخاري و مسلم ) آن را ( در کتابهاي خود) نياورده اند .
ادعای 35 کتاب روزهای پیشاور حدیثی مبنی بر اینکه بعد از پیامبر کینه های پنهان صحابه آشکار می شود دروغ است؟
جواب سایت التوحید این روایت را پیش تر عنوان نمودیدم اما به مناسبت دوباره بیان میکنیم: حيله گري امت در حق امير المؤمنين (ع) : حاكم نيشابوري در المستدرك مينويسد : عن ابي ادريس الاودي عن علي رضى اللّه عنه قال: إنّ ممّا عهد إليّ النبي صلى اللّه عليه وآله أنّ الأمّة ستغدر بي بعده. علي عليه السلام ميفرمايد : پيامبر خدا به من فرمود : مردم پس از من با تو كينهورزي خواهند كرد . و بعد از نقل روايت ميگويد : هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه. اين روايت طبق شرائط مسلم ( براي صحت حديث) صحيح است ولي ايشان ( بخاري و مسلم ) آن را ( در کتابهاي خود) نياورده اند . المستدرك ، ج 3 ، ص140 ، باب إخبار النبي بقتل علي عليه السلام و تاريخ بغداد ، خطيب بغدادي ، ج11 ، ص216 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 6 ، ص218 و مجمع الزوائد ، هيثمي ، ج 9 ، ص137 . كينههاي مخفي شده در سينههاي قريش : طبراني در المعجم الكبير مينويسد : قلت يا رسول الله ما يبكيك قال ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك الا من بعدي قال قلت يا رسول الله في سلامة من ديني قال في سلامة من دينك . المعجم الكبير ، طبراني ، ج11 ، ص60 و تاريخ بغداد ، ج12 ، ص394 و تاريخ مدينة دمشق ، ج42 ، ص322 و فضائل الصحابة ، ابن حنبل ، ج2 ، ص651 ، ح 1109. علي عليه السلام مي گويد : از رسول خدا(ص) پرسيدم : چرا گريه مي كني ؟ فرمود : كينههايي در سينه ها حبس شدهاند كه پس از رفتن من سرباز خواهند نمود . عرض كردم : آيا دين من سالم خواهد ماند ؟ فرمود : آري دينت سالم مي ماند.
ادعای 36کتاب روزهای پیشاور الف- سادات از بستگان اميرالمؤمنين(عليه السلام)مي باشند، نه از ذرّيه و نسل رسول الله(صلي الله عليه وآله)؟
جواب سایت التوحید: جناب سلطان الواعظین در شبهای پیشاور برای این سوال چندین جواب اوردند اما ظاهرا نویسنده خود را به تغافل زده و فقط سعی کرده ورقهای کاغذ را به سوالهای تکراری و جواب داده شده سیاه نماید.اما برای اینکه بهانه ای برای کسی باقی نماند ما همان جوابها را مختصرا در اینجا ذکر میکنیم:
دليل اوّل: امام موسي کاظم(عليه السلام) مي فرمايد: روزي در مجلس هارون الرشيد ـ خليفه عباسي ـ وارد شدم. از من سؤالاتي را پرسيد که يکي از آن ها همين سؤال بود، چنين پاسخ دادم: خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسي وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ - وَ زَکَرِيّا وَ يَحْيي وَ عِيسي وَ إِلْياسَ کُلٌّ مِنَ الصّالِحِينَ).
انعام (6): 84 و 85.
از اين آيات نتيجه مي شود: اولاد نوح و ابراهيم، داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون و زکريا و يحيي و عيسي و الياس، همگي از صالحين اند. اما چون
از براي عيسي مسيح پدري نبود، خداي تعالي او را از طريق حضرت مريم از ذراري انبيا قرار داد. همان طور نيز ما را از طرف مادرمان فاطمه(عليها السلام)از ذريه پيغمبر اسلام قرار داده است. اين تفسير را امام فخر رازي از علماي اهل تسنّن در جلد چهارم تفسير کبير درباره همين آيه آورده است. او نيز حسن و حسين(عليهما السلام) را از طرف مادر، ذريه رسول الله(صلي الله عليه وآله)مي داند.
دليل دوّم: آيه مباهله در آيه شريفه آمده است: (فَمَنْ حَاجَّکَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَي الْکاذِبِينَ)؛ هرکس درباره عيسي با تو در مقام مجادله برآيد، بعد از آن که با وحي خدا به احوال او آگاهي يافتي، به آن ها بگو: بياييد بخوانيم پسرانمان و پسرانتان، زن هايمان و زن هايتان، و کساني را که به منزله نفس ما هستند، و خودتان را، آنگاه با هم مباهله نماييم تا دروغگويان و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم. آل عمران (2): 61.
به دليل آن که در وقت مباهله به جز علي بن ابي طالب، فاطمه، حسن و حسين(عليهما السلام)کس ديگري به همراه پيغمبر نبوده است لذا در اين آيه مراد از «أَنْفُسَنا» اميرالمؤمنين علي(عليه السلام)، مراد از «نِساءَنا» فاطمه زهرا(عليها السلام) و مراد از «أَبْناءَنا» حسن و حسين اند که خداوند آنان را پسران پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) ناميده است. حال که به استناد آيه فوق، حسن و حسين فرزندان پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله)مي باشند. پس معلوم مي شود که جميع سادات بني فاطمه مفتخر به اين افتخار بزرگ بوده و تماماً از ذراري پيامبر عظيم الشأن اسلام مي باشند. ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه و ابوبکر رازي در تفسير آيه مباهله، باتوجه به جمله «أَبْناءَنا» به همين طريق استدلال مي کنند که: همانطور که خداوند در قرآن مجيد، عيسي مسيح را از طريق مادرش مريم از ذرية ابراهيم خوانده است، حسن و حسين(عليهما السلام) از طرف مادرشان فاطمه(عليها السلام) پسران پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) مي باشند.
دليل سوّم محمدبن يوسف گنجي شافعي در «کتاب کفاية الطالب»، ابن حجر هيثمي مکي در کتاب «الصواعق المحرقه» از طبراني از جابر بن عبدالله انصاري و خطيب خوارزمي در مناقب، حديث زير را از ابن عباس از پيامبر نقل مي کنند «خداوند عزوجل ذريه هر پيغمبري را در صلب او قرارداد و ذريه مرا در صلب علي ابن ابي طالب قرارداد.» «إنّ الله عزّوجلّ جعل ذرية کلّ نبيّ في صلبه و جعل ذرّيتي في صلب عليّ ابن أبي طالب».
معجم الکبير، ج3، ص44؛ جامع الصغير، ج1، ص262؛ کنز العمال، ج11، ص600؛
دليل چهارم: خطيب خوارزمي در مناقب و امام احمد حنبل در مسند و ميرسيدعلي همداني شافعي در مودة القربي از پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) چنين نقل مي کنند : «اين دو فرزندم حسن و حسين، ريحانه هاي من مي باشند ) ویا (این دو فرزندان من و فرزندان دخترم میباشند خدایا همانا من ان دو را دوست دارم تو همدوستدار انان را دوست بدار. ابناي هذان ريحانتان، هذان ابناي وابنا ابنتي ، اللهم ! إني أحبهما فأحبهما وأحب من يحبهما کنز العمال، ج12، ص112 - ج13 ص 671- سنن ترمذی ج5 ص656
دليل پنجم: ابن حجر مکي در صواعق و محمدبن يوسف گنجي شافعي در کفاية الطالب از خليفه دوم عمر بن الخطاب نقل مي کنند که گفت: از پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) شنيدم که فرمود: «هر حسب و نسبي به جز حسب و نسب من در روز قيامت منقطع است. عصبه هر اولاد دختري از جانب پدر است، مگر فرزندان فاطمه(عليها السلام) که من پدر و عصبه[در اصل پسران و خويشاوندان مذکر از جانب پدر را گويند] آن ها مي باشم.» «إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله) يَقُولُ کُلُّ حَسَب وَ نَسَب مُنْقَطِعٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا خَلاَ حَسَبِي وَ نَسَبِي وَ کُلُّ بَنِي أُنْثَي عَصَبَتُهُمْ لاَِبِيهِمْ مَا خَلاَ بَنِي فَاطِمَةَ فَإِنِّي أَنَا أَبُوهُمْ وَ أَنَا عَصَبَتُهُمْ». کنز الفوايد، ص167، السيدة فاطمة الزهراء، ص61؛ افحام الأعداء والخصوم، ص77 ؛ شبهاي پيشاور، ص106:
بخش نقد مقالات و پاسخ به شبهات سایت التوحید
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |